حسن آقا، آکتور مرزبان - حسن آقا، آکتور مرزبان

حسن آقا، آکتور مرزبان

نویسنده فاطمه حیدری

روزها در قامت مهندس رزمی، در نقطه صفر مرزی، جاده می سازد، شبها بر تار و پود ترمه تئاتر، نقش می زند و در میانه این دو مربی رزمی است و گاهی هم آواز گروه سرود را رهبری می کند؛ بی شک جامع اضداد است.

در این روزگار که  حقیقت هنر کم رنگ شده و هیاهویش مانده، هر آنکس که بتواند عشق و ایثار خفته در جانش را بیدار کند هنرمند است. حسن مهدی زاده اما یک قدم جلوتر رفته، هنرش را به کار گرفته است. او که روزها در قامت مهندس رزمی، در نقطه صفر مرزی، جاده می سازد، شبها بر تار و پود ترمه تئاتر، نقش می زند و در میانه این دو مربی رزمی است و گاهی هم آواز گروه سرود را رهبری می کند؛ بی شک جامع اضداد است. 

مجنون وار گرد لیلی تئاتر شهر "گرمی" می گردد و هر بار نادیده گرفته می شود، نادیده که هیچ بایکوت می شود. گاهی تنها سالن شهر را هم از او دریغ می کنند. او می گوید:« اینها مهم نیست محل تمرین و اجرا می تواند هرجا باشد، آنچه برایم ارزشمند است آن است که توانسته ام برای کسانی که تا به حال تجربه بازیگری نداشته اند و حتی صحنه تئاتر را هم از نزدیک ندیده اند، فرصتی بسازم» 
کشاورز، دستفروش، دانشجو، شاگرد مغازه، سرباز، دانش آموز بازیگران تئاتر گروه هنری "ترمه" هستند، ترمه ای که سال 96 دوباره رونق گرفت تا پناه شان باشد شاید هم امید و آینده شان.
سختی های راه زیادند، جاده ها زیادی صعب العبور شده اند، اما حسن مهدی زاده جان سخت تر از این حرف هاست که درجا بزند او حتی به قدر لحظه ای نمی ایستد و منتظر کسی نمی ماند، او هنرمند است، مسیر را هموار می کند و پیش می رود.
حسن مهدی زاده لطافت سخت ومخصوص خودش را دارد . مثل همین پنجره ی با ز و چشم اندازش. این عکس توصیفی از روح  مهدی زاده است.

حسن مهدی زاده لطافت سخت ومخصوص خودش را دارد . مثل همین پنجره ی با ز و چشم اندازش. این عکس توصیفی از روح مهدی زاده است.

حسن مهدی‌زاده 37 سال دارد و علاوه بر کار در معدن سنگ پدری، کنار برادرانش، کارمند مرزبانی است.

حسن مهدی‌زاده 37 سال دارد و علاوه بر کار در معدن سنگ پدری، کنار برادرانش، کارمند مرزبانی است.

مهدی زاده کارمند هنگ مرزی شهرستان گرمی است. او به طور سیار می‌بایست هر جای مرز که نیاز به حرفه و مهارتش در تعمیر و رانندگی ابزار و وسایل نقلیه سنگین باشد برود.

مهدی زاده کارمند هنگ مرزی شهرستان گرمی است. او به طور سیار می‌بایست هر جای مرز که نیاز به حرفه و مهارتش در تعمیر و رانندگی ابزار و وسایل نقلیه سنگین باشد برود.

 اینجا نقطه صفر مرزی و کنار پاسگاه مرزی شهید منصوری است و فاصله اش با خاک کشور آذربایجان چند متر است.

اینجا نقطه صفر مرزی و کنار پاسگاه مرزی شهید منصوری است و فاصله اش با خاک کشور آذربایجان چند متر است.

حسن از سال 1388 با رفتن به کلاس های کارگردانی فعالیت هنری خودش را آغاز کرد و حالا در شهرستان گرمی با تمام ناملایمات یک گروه تئاتر را از افراد مستعد و هنرمند تشکیل داده است. این گروه هنری که حسن مهدی‌زاده سرپرست آن است، ترمه نام دارد.

حسن از سال 1388 با رفتن به کلاس های کارگردانی فعالیت هنری خودش را آغاز کرد و حالا در شهرستان گرمی با تمام ناملایمات یک گروه تئاتر را از افراد مستعد و هنرمند تشکیل داده است. این گروه هنری که حسن مهدی‌زاده سرپرست آن است، ترمه نام دارد.

آنها معطل جا و مکان برای تمرین نیستند بلکه در هر مکان و هر زمان می گویند : پناه بر تئاتر!...

آنها معطل جا و مکان برای تمرین نیستند بلکه در هر مکان و هر زمان می گویند : پناه بر تئاتر!...

تمرینات گروه ترمه هر روز فشرده تر می‌شود، و آنها تصمیم دارند این بار یک تفاوت بزرگ در اجرای شان به نسبت تمام اجراهای پیشتر داشته باشند.

تمرینات گروه ترمه هر روز فشرده تر می‌شود، و آنها تصمیم دارند این بار یک تفاوت بزرگ در اجرای شان به نسبت تمام اجراهای پیشتر داشته باشند.

او برای اعضای گروهش مربی درستی است. او از هنر جو های آماتور استفاده می کند و قدم به قدم همراهشان تلاش می شود.

او برای اعضای گروهش مربی درستی است. او از هنر جو های آماتور استفاده می کند و قدم به قدم همراهشان تلاش می شود.

به علت عدم همکاری نهاد های ذی ربط با  او مجبور است که از هر جایی برای اجرای تمرینات شان استفاده کند.  او طبقه ی همکف خانه اش را که نیمه ساخته است، به کمک گروه برای تمرینات شبانه آماده می‌کند.

به علت عدم همکاری نهاد های ذی ربط با او مجبور است که از هر جایی برای اجرای تمرینات شان استفاده کند. او طبقه ی همکف خانه اش را که نیمه ساخته است، به کمک گروه برای تمرینات شبانه آماده می‌کند.

او باید هر طور  شده تا آخر ماه گروه را برای اجرای نهایی آماده کند

او باید هر طور شده تا آخر ماه گروه را برای اجرای نهایی آماده کند

حسن مهدی زاده نفر به نفر ، رول به رول با هنرمندان گروهش تمرین می کند.

حسن مهدی زاده نفر به نفر ، رول به رول با هنرمندان گروهش تمرین می کند.

پس از تمرین های بسیار نم نم می‌بایست لباس های روز نهایی را تست کنند و با گریم های مختلف نیز به تمرین بپردازند.

پس از تمرین های بسیار نم نم می‌بایست لباس های روز نهایی را تست کنند و با گریم های مختلف نیز به تمرین بپردازند.

آنها با تمرینات فشرده و با علاقه برای اجرای نمایش صدآفرین  آماده می شوند. نمایش سربازی بنام صد آفرین که  در راه وظیفه اش شهید شد.

آنها با تمرینات فشرده و با علاقه برای اجرای نمایش صدآفرین آماده می شوند. نمایش سربازی بنام صد آفرین که در راه وظیفه اش شهید شد.

عبدالعلی صمدی دست فروش و شاعر اهل گرمی است. او دو مجموعه شعر چاپ کرده است وبیشتر زمان خود را در روستا می گذراند.

عبدالعلی صمدی دست فروش و شاعر اهل گرمی است. او دو مجموعه شعر چاپ کرده است وبیشتر زمان خود را در روستا می گذراند.

از بازیگران گروه ترمه

از بازیگران گروه ترمه

افسانه محسنی دانشجوی 23ساله ی رشته ی حقوق است که در میدان تئاتر و هنر بازیگری می کند.

افسانه محسنی دانشجوی 23ساله ی رشته ی حقوق است که در میدان تئاتر و هنر بازیگری می کند.

از بازیگران گروه ترمه

از بازیگران گروه ترمه

نیما اوجاقی متولد سومین روز اردیبهشت 76 وفارغ التحصیل رشته ی روانشناسی ست و در مغازه ی کفش فروشی کار می کند. تئاتر کار می کند و مدتی ست که لباس سربازی پوشیده است.

نیما اوجاقی متولد سومین روز اردیبهشت 76 وفارغ التحصیل رشته ی روانشناسی ست و در مغازه ی کفش فروشی کار می کند. تئاتر کار می کند و مدتی ست که لباس سربازی پوشیده است.

از بازیگران گروه ترمه

از بازیگران گروه ترمه

حسن مهدی زاده این بار نمایشش را که در مورد سربازی به نام صدآفرین (سربازی در زمان حمله شوروی سابق به ایران بود که توانست با مجاهدت بسیار برای تخلیه ی شهرش زمان بخرد ) بود را به تصویر کشیده است. او این نمایش را در روستای مرزی آزادلو و در فضای باز جلوی مسجد بو رای اهالی روستا اجرا کرد.

نزدیک به 18 ماه است که سالن های ورزشی شهرستان که هیچ بلکه تمام اردبیل بدلیل شیوع کرونا تعطیل می‌باشد و حسن که مربی ورزش رزمی کیوکوشین کاراته است، شاگردانش را در پارک آموزش میدهد.

نزدیک به 18 ماه است که سالن های ورزشی شهرستان که هیچ بلکه تمام اردبیل بدلیل شیوع کرونا تعطیل می‌باشد و حسن که مربی ورزش رزمی کیوکوشین کاراته است، شاگردانش را در پارک آموزش میدهد.

او فقط خودش به تنهایی تلاش نمی کند و نمی جنگد ، بلکه می خواهد همه با هم حرکت کنند. او این روحیه ها به دخترش یا هر کسی که بتواند یاد می دهد.

او فقط خودش به تنهایی تلاش نمی کند و نمی جنگد ، بلکه می خواهد همه با هم حرکت کنند. او این روحیه ها به دخترش یا هر کسی که بتواند یاد می دهد.

او از آموزش دادن لذت می برد . وقتی انگیزه ی بچه ها را برای آموزش می بیند حس خوبی دارد و انگیزه می گیرد. حالا با تعطیلی های کرونایی مسیری را طی می کنندو در دل کوه و طبیعت ورزش می کنند.

او از آموزش دادن لذت می برد . وقتی انگیزه ی بچه ها را برای آموزش می بیند حس خوبی دارد و انگیزه می گیرد. حالا با تعطیلی های کرونایی مسیری را طی می کنندو در دل کوه و طبیعت ورزش می کنند.

 با تعطیلی های کرونایی  گروه ورزشکار مهدی زاده مسیری را طی می کنندو در دل کوه و طبیعت ورزش می کنند.

با تعطیلی های کرونایی گروه ورزشکار مهدی زاده مسیری را طی می کنندو در دل کوه و طبیعت ورزش می کنند.

باشگاه کاراته آل یاسین حسن مهدی‌زاده اکنون پارک های گرمی شده است. ورزش کردن محدود به مکان  وسالن های ورزشی نیست  بلکه کار مهم است.

باشگاه کاراته آل یاسین حسن مهدی‌زاده اکنون پارک های گرمی شده است. ورزش کردن محدود به مکان وسالن های ورزشی نیست بلکه کار مهم است.

حسن در کنار کارهایش به زمین کشاورزی پدری اش سر می زندو  به همین منظور حسن می‌بایست برای آب دادن نهال ها هر هفته یکبار به آنجا برود. خانواده ی مهدی زاده زمینی را برای کاشت نهال تجهیز کرده اند  که هم اجازه استخراج سنگ را دریافت کنند و هم بتوانند باغ سبزی برای برای آینده  باشد.

حسن در کنار کارهایش به زمین کشاورزی پدری اش سر می زندو به همین منظور حسن می‌بایست برای آب دادن نهال ها هر هفته یکبار به آنجا برود. خانواده ی مهدی زاده زمینی را برای کاشت نهال تجهیز کرده اند که هم اجازه استخراج سنگ را دریافت کنند و هم بتوانند باغ سبزی برای برای آینده باشد.

مهدی زاده حتی در زمین کشاورزی هم نمی تواند آرام و بی حرکت بماند.

مهدی زاده حتی در زمین کشاورزی هم نمی تواند آرام و بی حرکت بماند.

انرژی درون مهدی زاده به کار گره خورده است.هر جا گره وکاری باشد ،آستین بالا می زند.از فنی گرفته  تا حسی.

انرژی درون مهدی زاده به کار گره خورده است.هر جا گره وکاری باشد ،آستین بالا می زند.از فنی گرفته تا حسی.

او یک کبک در خانه اش دارد. کبکی که در راه رفتن به معدن مسیرشان بهم خورده است و حالا مونس هم شده اند.

او یک کبک در خانه اش دارد. کبکی که در راه رفتن به معدن مسیرشان بهم خورده است و حالا مونس هم شده اند.

دانلود آلبوم عکس

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید !

ارسال دیدگاه
ارسال نظر
captcha