کرونا؛ جبهه آبی

عکاس :مجتبی حیدری

در همه جای جهان حرف از «جنگ با کرونا» است و از بیمارستان به عنوان «خط مقدم» نام برده می شود. حمله بیولوژیک به زندگی آنچنان عمیق و گسترده بود که همه فرهنگ های سیاسی از شرق تا غرب زمین برای توصیفش، ناگزیر دست به دامان ادبیات نظامی و میلیتاریزم گفتاری شدند، حتی جوامع غربی و لیبرال ها. برای توصیف فداکاری های کادر درمانی در ایران طبعا به تناسب اقتضائات بومی این روزها بیش از هر چیز مقایسه جانفشانی های «کادر درمانیِ مبارزه با کرونا» با فداکاری های پزشکان و پرستاران و امدادگران در دوران دفاغ مقدس رواج یافته؛ دورانی که جنگ، دیدنی بود و شنیدنی و محسوس. امدادگر در خط مقدم، رزمنده زخمی و مجروح را چند کیلومتر عقب تر در نقطه ای نسبتا امن به پزشک و پرستار می سپرد تا در بیمارستان صحرایی علاجی بیابند. بخش بیماران کرونایی اما جایی است آن سوی خط مقدم؛ اینجا نبردِ صامت با دشمن نامرئی و بی شاخ و دُم، معنای شجاعت، حماسه و ایثار را به کرانه هایی ناشناخته کشانده. کادر درمانی از رئیس بیمارستان و پزشکان و پرستاران گرفته تا عوامل اجرایی و نگهبان، هر آن ممکن است نفس شان به شماره بیفتد. بیمارستان های سراسر کشور امروز در حکم سرچشمه فداکاری و آبشخور مسئولیت پذیری در قبال انسان هاست؛ جایی که کادر درمانی در هر شیف، هر روز 8 ساعت، سماع مرگ می کنند و وحشت از نبودن و اندیشیدن به خویش را خار و خفیف؛ که پای دفاع از انسان در میان است. کادر درمانی برای آنکه پرتره هایشان ثبت شود، جز مجالی اندک و درنگی گذرا را جایز نمی دانستند. با اصرار می آمدند و با عجله فرار می کردند به بالین بیماران کرونایی؛ تعجیلشان به حکم آئین نامه و ضوابط بیمارستان نبود، از ایمان به قانون اساسی وجدان نشات می گرفت.

مطالب مرتبط

  • هیچ مطلب مرتبطی یافت نشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 2 =