عصر حیرت

عکاس :مجتبی حیدری

زندگی در حال تغییر است، البته با چنان سرعتی که لغت «تغییر» هم به مرور کارآمدی‌‌اش را از دست می‌دهد. بلای بیولوژیک زندگی را در واقع «منقلب» کرد. بشر هم طوری خودش را با کرونا تطبیق داد که انگار یقین دارد همزیستی‌اش با آفت مشکوک تا زمانی نامعلوم ادامه خواهد یافت. مطالعه تاثیر‌ مرض جهان شمول در ساحات گوناگون زندگی و تحلیل تدبیر و تغییر رفتار بشر در هر حوزه، برای نخستین بار زوایایی ناشناخته از انسان را توضیح می‌دهد و او را یک وجب دیگر به خودآگاهی نزدیک‌ می‌کند. در مقیاس تشیع و به خصوص ایران، دیانت به طور خلاصه در نسبت با عاشورا و حسین ابن علی (ع) معنا می‌یابد. حسین (ع) چکیده دین است و هر تغییری در برقراری نسبت با او، همه دگرگونی‌های این نهاد‌ را با دقتی قابل قبول و بدون لکنت توضیح می‌دهد.

۳۰ نقطه از یک جهان‌شهر بی‌سروته -موسوم به تهران- را برانداز کردیم. فاصله طبقاتی با حرکت از جنوب‌شهر به سمت شمال، لاجرم به پارگی طبقاتی ویرایش می‌شود و با نقل مکان از شرق سنتی به مرکزِ بلاتکلیف و سپس غرب نوبنیاد، سبک زندگی به اندازه مهاجرت از خاورمیانه به آن ور آب، زیر و رو. در این میان اما واقعیت عینی و غیرقابل انکار عبارت است از پیداش امکانی چون برقراری نسبتِ نسبتا مستقیم و بی‌واسطه با حسین (ع) و یارانش. انگار این یگانه پیوندی است که برای میلیون‌ها غریبه شباهتی پدید می‌آورد. کرونا از نقش‌آفرینی دولت در عزاداری، امکان‌زدایی کرد. در نتیجه حجاب قدرت، سیاست و ایدئولوژی دریده شد، روضه خانگی نفس کشید و جریان اصیل، مردمی و دست‌نخورده مذهب، در «حسینیه‌ی دل» به سوگِ «حسینِ ملت» نشست.

فاصله‌گذاری اجتماعی، مردم را از استادیوم دور انداخت، از پرده سینما برید و از رسانه ناامید کرد. مظاهر مدرن فلج شدند و به تعلیق درآمدند اما سنتِ مبارزه و فداکاری عمق گرفت. این‌گونه بود که خانم معلم و اطفال، سیمای ایثار را نقاشی کردند بر بام خانه. مادر شهید بغضش ترکید و عکس جوانِ اورجینالش را در کوچه اکران کرد. پاکانِ پاکستان‌ بیرق ایران را غنیمت گرفتند تا بر حسینیه‌ی زاغه سقف بزنند. یک دانشجوی نخبه اصلا کرونا گرفت و به انفرادی رفت تا تنهایی زنجیر بزند برای تن‌های غریب. کوچه به هیأتِ حسینیه درآمد، هیأت آبرو گرفت از سادگی، مجلس بی‌نیاز شد از تقسیم به زنانه و مردانه و نوامیس و بچه‌محل‌ها علاوه بر دیوار کلبه به سلیقه خود با پشتی، موکت، گلدان و امثالهم میزانسن روضه را چیدند. محرمِ عصر حیرت، مردم را از «هیئات حرفه‌ای» به «روضه‌های ناشیانه» رهنمون کرد، تا حسین (ع) از دل شنیده شود. در شب‌های لویزان، تهران‌پارس، نبرد، قیام، سعادت آباد، زین‌الدین، دروازه دولاب، ازگل، تجریش، خواجه‌عبدالله، شهریار، ظهیر الاسلام، د‌ولت، خاور شهر، خراسان، شوش، مهرآباد، راه‌آهن، منیریه، شهرک غرب و خیابان ایران، این حکایت سیال بود که حکومت می‌کرد.

مطالب مرتبط

  • هیچ مطلب مرتبطی یافت نشد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − 4 =